سيد جلال الدين آشتيانى
663
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
در بيان اسفار اربعه به طريقهء محققان از عرفا و كمّل از أولياء ما در ضمن بيان مراتب كشف و ذكر طريقهء سلوك به حق ، و سير الى اللّه ، بقطع حجب ظلمانى و نورانى و محو آثار امكانى ، در حيطهء سطوات جلال و جمال حق ؛ اسفار اربعه را در ضمن ذكر اقسام بدايات و ابواب و معاملات و اخلاق و اصول و اوديه و احوال و ولايات و حقايق و نهايات و منازل اين مراتب و مقامات بيان كرديم . از آنجا كه شارح محقق مقاصد فصوص ، عارف « قيصرى » ، متعرض اسفار اربعه شده است ، ما هم ناچاريم از تحقيق اسفار اربعه ؛ چون فهم اين فصل ، بلكه مراتب ولايت كليه ، مبنى بر ذكر و تحقيق اين چهار سفر است : هر نبى مشرعى بايد حتما اين چهار سفر را بپيمايد ، و هر ولى كاملى ، نيز بايد با تنهاى سفر چهارم برسد . انبياء مشرع غير از خاتم ، چون مظهر تام جميع اسماء الهيه نيستند ، نحوهء سير آنها در چهار سفر سلاك عملى ، غير از سير خاتم انبياء است . اين مسئله را هم تحقيق خواهيم كرد . در طى شرح و تحقيقات بر فصول اخير اين كتاب اقسام ولايت را هم ذكر خواهيم كرد ؛ زيرا كلمات قوم در اين باب نيز مختلف است ، و كلمات آنها در مواردى خالى از اضطراب نيست . انسان مادى كه انغمار در دنيا دارد ، و در فكر اصلاح خويش و ترتيب و تنظيم زاد و راحله از براى سير به حق نيفتد ، قهرا متوقف است . و نهايت و غايت وجودى او انغمار در ماده و حشر بصور حيوانات است ؛ چنين شخصى منسلخ از ماده و لوازم آن نيست ، و اهل دنياست ابد الآبدين ، گرفتار اعمال و نتايج افعال خود خواهد بود ، و ارتقايى بعالم نور براى او حاصل نخواهد شد . « فيجمد دائما على عتبة بابه و